X
تبلیغات
سبك عراقي

سبک عراقی :

حمله مغولان و پی آمد ها ی آن :

بر روی کار آمدن سلجوقیان اوضاع را برای تغییر سبک مناسب کرده بود و چنان که ملاحظه شد دو جریان شعری سبک بینا بین و آذربایجانی از سبک خراسانی فاصله گرفته بودند و به سوی سبک عراقی می رفتند. حمله مغولان و دگرگونی کامل اوضاع اجتماعی یکسره سبک خراسانی را محو کرد و سبک عراقی رواج تام یافت.

مغولان در اوائل قرن هفتم(617 ) به خراسان حمله کردند و بعد به تدریج به نواحی دیگر ایران رسید ند و به نظام ا قتصادی و کشاورزی و فرهنگی ایران آسیب های عمده رساندند. خراسان که کا نون فرهنگ ایران بود و مدارس و کتابخانه های متعدد داشت و قبلاً در حمله سلاجقه و غزان آسیب دیده بود این بار یکسره متلاشی شد. فضلا یا کشته شدند و یا به هند و آسیای صغیر گریختند. ارتباط با کتب قدیم قطع شد و اساتیدی برای تربیت شاگردان فاضل نماندند. دربار های متعدد کوچک و بزرگ که محل اجتماع شاعران و دبیران بود ند یکی پس از دیگری از بین رفتند. هولاکو، ا لمعتصم بالله آخرین خلیفه عباسی را کشت و دستگاه خلافت را در هم نوشت و دیگر احتیاجی به دبیران عربی دان نبود. باب تحقیق و تتبع مخصوصاً به علت عدم دسترسی به کتب قدیم صدمه اساسی دید به طوری که به بسیاری از کتب مولف در دوران بعد از مغول از قبیل تذکره ا لشعرا نمیتوان ا عتماد کرد (در برخی از کتب قرن ششم از قبیل چهار مقا له و سیاست نامه هم مسامحاتی در امور تاریخی دیده می شود). دواوین بسیاری از شعرا از جمله رودکی از بین رفت. امروزه از قبل از دوره مغول فی المثل در فرهنگ نویسی جز لغت فرس اسدی و در تذکره نویسی جز لباب ا لباب و در بلاغت جز یکی دو کتاب از قبیل ترجمان  ا لبلاغه و حدائق ا لسحر باقی نما نده است. دستنویس بسیاری از متون و دواوین، مربوط به دوره بعد از مغول است.

سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره مغولان ایلخانان و تیموری را در بر می گیرد و از قرن هفتم تا ا واخر قرن نهم ادامه دارد.

سبک عراقی دو مختصه مهم دارد و آن عرفان و غزل است.

شیوع عرفان :

در دوره سلجوقیان عرفان در ایران رواج یافت . بعد از حمله مغول روحیه ایرانیان شکست خورده و احتیاج به سخنان آرام بخش بود.

از شاعران قرن ششم که در سخن آنان مطالب شرعی و عرفا نی و به طور کلی اخلاقی و معنوی دیده می شود سنایی و خاقانی و نظامی معروفند.

سنایی نخستین شاعر بزرگی است که عرفان را به طرز وسیعی وارد شعر کرد و کتاب مستقلی نیز در این باب موسوم به حدیقه ا لحقیقه و شریعه ا لطریقه پرداخت.

نظامی هم در اولین مثنوی خود مخزن ا لاسرار به بیان مطالب اخلاقی و شرعی پرداخته و از این رو درآنجا خود را همردیف سنایی خوانده است. او به شاعران پیش از خود معترض است و آنان را مشتی گدا سیرت مداح می خواند که آبروی سخن را برده اند.

 دیگر شاعران معنی گرا به ا شعار بزمی و بی بند و بار سایر شاعران توجه نداشتند و ناصر خسرو قبلا ا نتقاد از آنان را با ب کرده بود. نظامی در انتقاد به این جنبه از شعر روزگار خود نیز  ا بیا ت فرا وا نی دارد و به شاعرانی که آشکارا به فسق و فجور مباهات می کردند تاخته ا ست. همه این مطالب آغاز شعر معنی گرا و اخلاقی یا شرعی ا ست که بعداً به شعر عرفا نی منجر می شود.

پس مراد از شعر شرعی یا شعر آغازین عرفا نی تا حدود زیادی شعر اخلاقی و مو عظه و تنبیه ا ست که در مقابل شعر دنیوی سبک خراسانی و شعر شاعر ا نی که در فسق و فجور داد سخن داده ا ند به وجود آمده ا ست.

سر انجام حافظ در قرن هشتم شعر شعرا و شعر اولیا را در هم آمیخت و شعر کیمیا ساخت و به این منازعه پایا نی  پر معنا بخشید.

این بود وضع اولیه شعر عرفا نی در قرن ششم ا ما  شعر عرفا نی قرن هفتم و هشتم دیگر نه تنها کاملاً شرعی نیست بلکه گاهی هم مغایر شرع می نماید.

یکی از مختصات سبکی شعر شرعی قرن ششم که در آثار ا مثال سنایی و خاقانی و نظامی و جمال ا لدین اصفهانی دیده می شود و بعدها به صورت دعوای عقل و عشق به شعر عرفا نی می رسد مخالفت با حکمت و فلسفه یونان ا ست و این نمونه و مظهری از تعصبات قرن ششم است که سرانجام به روشن بینی و علم گرایی قرون چهارم و پنجم چیره شد.

دیگر از مختصات فکری شاعران عارف این است که به وجوه ظاهری شعرا  ا لتفات نداشتند به طوری که می توان آنرا به دو دسته تقسیم کرد یکی عارفا نی که شعر می گفتند و به ظواهر و فنون شعری توجه نداشتند مثل شیخ محمود شبستری یا عطار و دوم شاعرانی که شعر عرفا نی می گفتند و شعر آنان فصیح و بلیغ است از قبیل عراقی و حافظ. مولانا هر چند که بر طبق سنت عرفا اظهار می دارد که به ظواهر شعر بی اعتنا ست اما اشعار او نمونه فصاحت و بلاغت است.

بدین ترتیب شعر عرفا نی قرن ششم هم مثل شعر دوره سلجوقی شعر بینا بین است و همان طور که شعر عهد سلجوقی به سوی سبک عراقی می رود، شعر عرفا نی بینا بین هم در قرن هفتم تبدیل به شعر عرفا نی می شود.

عرفان در قرن هفتم در آثار عطار ( از قبیل الهی نامه و منطق الطیر ) و مولانا ( مثنوی و غزلیات) به اوج خود می رسد. در قرن هشتم حافظ از مطالب عرفا نی در ساخت غزلیات خود بهره می گیرد و به مسائل مهم عرفا نی اشارت ظریفی دارد. در قرون نهم و دهم از حرکت با لنده عرفان خبری نیست. بلکه شاعران و شارحان به تقریر و توضیح نکات عرفا نی گذشتگان می پردازند و به اصطلاح عرفان درسی می شود و چهره آن عروس زیبا در پس پشت حجاب اصطاحات عجیب و غریب و تعاریف غامض از دید ذهن های روشن دور می گردد. شیخ محمود شبستری در گلشن راز به توضیح رموز عرفا نی گذشتگان می پردازد و جامی لوایح را در تبیین ا صلاحات عرفا نی مهم و معروف می نویسد.

عرفان به طور کلی زیر ساخت حماسی دارد، منتهی رجال اساطیری چون رستم و سیامک... ( سیامک از کف این دیو کینه جوی نرست) تبدیل به قهرمانانی می شود که با دیو نفس گلاویزند و مشاهده صحنه های نبرد، تنبه و تذکر است.

در حقیقت سبک عرفا نی، مختصات خاص خود را دارد. در اینجا به اختصار اشاره می شود که هسته ا صلی این تفکر اعتماد به وحدت وجود است. اگر  ا ساس مذاهب حرکت خدا و آسمان به سوی انسان و زمین است ا ساس عرفان حرکت انسان و زمین به سوی خدا و آسمان است. عرفان نوعی تفکر او مانیستی است که قهرمان آن بشری حقیر ا ست که می خواهد خدای جلیل باشد و این معنای باطنی و آرزوی پنهانی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 10:31  توسط فرشته ملكي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
دی 1391
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM